منوی اصلی
تبلیغات
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
وصیت شهدا
وصیت شهدا
آمار وبلاگ
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

سلام
من محمدرضا مرتضوی هستم
به وبلاگ با ولایت تا شهادت خوش آمدید
امید وارم لحظات خوشی را در این وبلاگ سپری كنید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

لوگوی دوستان

برنامه های اندرویدی تولیدی

امام زمان (عج)




معما های قرآنی




داستان هایی از نماز




دعا های مشكلگشا




بقیع




آموزش مكعب روبیك




کاربردی
ابر برچسب ها

بسم الله الرحمن الرحیم
جزاى بد گمانى به شوهر
سلیمان بن عبداللّه حكایت كند:
روزى با عدّه اى به منزل حضرت موسى بن جعفر علیهما السلام وارد شدیم و در حضور آن حضرت نشستیم .
پس از لحظاتى ، زنى را كه صورتش به عقب برگشته بود، آوردند و از حضرت خواستند كه او را معالجه نماید.
امام كاظم علیه السلام دست راست مبارك خود را بر پیشانى زن و دست چپ را پشت سر او نهاد و سر و صورت او را به حالت طبیعى برگرداند؛ و زن سالم شد.
سپس حضرت زن را مخاطب قرار داد و فرمود: مواظب باش بعد از این مرتكب چنین خلافى نشوى .
افراد در مجلس سئوال كردند: یا ابن رسول اللّه ! این زن چه كار خلافى را انجام داده ، كه دجار این عقاب شده است ؟
امام علیه السلام فرمود: نباید راز او فاش گردد، مگر آن كه خودش مطرح كند.
هنگامى كه از زن سئوال شد كه چه عملى انجام داده بودى ؟
گفت : شوهرم غیر از من همسر دیگرى دارد و هر دو در یك منزل هستیم ، در حالى كه هووى من پشت سرم نشسته بود، من بلند شدم تا نماز بخوانم ؛ شوهرم حركت كرد و رفت ، من گمان كردم پیش آن همسرش رفته است ، پس صورت خود را برگرداندم تا ببینم چه مى كنند، هوویم را تنها دیدم و شوهرم حضور نداشت .
و چون چنین گمان خلافى را نسبت به شوهرم انجام دادم ، به آن مصیبت گرفتار شدم و به دست مبارك مولایم ، آن عقاب برطرف شد و توبه كردم .
منبع: سایت شهید آوینی




برچسب ها :
جزاى بد گمانى به شوهر ,  معجزه ,  معجزه امام كاظم (ع) , 
مرتبط با : داستان كوتاه , قرآن , امام كاظم (ع) , 

بسم الله الرحمن الرحیم
به نقل از اسحق بن عمّار آورده اند:
هنگامى كه امام موسى كاظم علیه السلام به سوى بصره رهسپار بود، من نیز همراه ایشان در كشتى سوار بودم ، پس چون نزدیك شهر مداین رسیدیم موج عظیمى دریا را فراگرفت و پشت سر ما كشتى دیگرى بود كه در آن جمعیّتى ، عروسى را به منزل شوهرش مى بردند.
ناگهان فریادى به گوش رسید، حضرت فرمود: چه خبر است ؟
این سر و صداها و فریادها براى چیست ؟
گفتند: در آن كشتى ، دخترى را به عنوان عروس به منزل شوهرش مى برند، عروس كنار كشتى رفته و خواسته كه دستهایش را بشوید، ناگهان یكى از النگوهایش داخل آب دریا افتاده است .
حضرت فرمود: كشتى را متوقّف نمائید و ملوان و خدمه آماده كمك و برداشتن النگو باشند.
پس از آن ، حضرت به دیواره كشتى تكیه داد و دعائى را زمزمه نمود و سپس ‍ فرمود: ملوان ها سریع پائین روند و النگو را بردارند.
اسحاق گوید: در همان حال متوجّه شدیم كه آب فروكش كرده و النگو روى زمین آشكار است .
بعد از آن ، حضرت افزود: النگو را بردارید و به صاحبش عروس تحویل دهید؛ و بگوئید كه خداوند متعال را حمد و سپاس گوید.
و چون مقدارى حركت كردیم و از آن محلّ گذشتیم به حضرت عرض كردم : فدایت گردم ، اگر ممكن است دعائى را كه خواندى ، به من تعلیم فرما؟
امام علیه السلام فرمود: بلى ، ممكن است ؛ مشروط بر آن كه آن دعا را به كسى كه اهلیّت ندارد، نیاموزى مگر به شیعیانى كه مورد اعتماد باشند؛ و سپس حضرت آن دعا را املا نمود و من نوشتم .
منبع:سایت آوینی




برچسب ها :
النگو عروس ,  معجزات امام كاظم (ع) ,  امام كاظم (ع) ,  امام هفتم ,  معجزه , 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic