منوی اصلی
تبلیغات
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
وصیت شهدا
وصیت شهدا
آمار وبلاگ
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

سلام
من محمدرضا مرتضوی هستم
به وبلاگ با ولایت تا شهادت خوش آمدید
امید وارم لحظات خوشی را در این وبلاگ سپری كنید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

لوگوی دوستان

برنامه های اندرویدی تولیدی

امام زمان (عج)




معما های قرآنی




داستان هایی از نماز




دعا های مشكلگشا




بقیع




آموزش مكعب روبیك




کاربردی
ابر برچسب ها
مرتبط با : امام خامنه ای , سخنان امام خامنه ای , 

بسم الله الرحمن الرحیم

بیش از ده‌ ماه از نخستین نامه‌ی رهبر معظم انقلاب به جوانان غربی می‌گذرد که ایشان نامه‌ی دوم خود به جوانان غربی را نیز نوشتند. نامه‌ی دوم رهبر انقلاب مانند نامه‌ی اول زمانی نوشته شد که فرانسه شاهد وقوع حادثه تروریستی بود. دی‌ماه سال ۱۳۹۳ فرانسه شاهد سلسله حوادث تروریستی و حمله به مجله‌ی «شارلی ابدو» بود که تصاویر موهنی از پیامبر اسلام منتشر کرده بود. حمله به شارلی ابدو موجی از تفکرات ضد اسلامی و اسلام‌هراسی را در غرب به خصوص در اروپا ایجاد کرده بود. تنها دو هفته بعد از این اتفاق تروریستی، رهبر انقلاب در نامه‌ای خطاب به «جوانان اروپا و آمریکای شمالی»، ارائه‌ی تصویری ترسناک از دین مبین اسلام را «سیاه‌نمایی گسترده» علیه اسلام نامیده و از جوانان غربی خواستند «شناخت مستقیم و بی‌واسطه از اسلام به دست بیاورند.» اکنون نامه‌ی دوم ایشان به جوانان غربی نیز زمانی نوشته شد که بار دیگر فرانسه شاهد حادثه‌ی تروریستی بود. رهبر انقلاب در نخستین جمله‌ی نامه‌ی دوم خود به جوانان غربی نوشتند: «حوادث تلخی که تروریسم کور در فرانسه رقم زد، بار دیگر مرا به گفتگو با شما جوانان برانگیخت.» 
 
* اهداف نگارش نامه دوم
هدف نامه‌ی اول رهبر انقلاب به جوانان غربی، درخواست و دعوت برای شناخت بی‌واسطه از اسلام بود. اما به نظر می‌رسد هدف از نگارش نامه‌ی دوم یادآوری این نکته‌ی مهم است که «تروریسم، درد مشترک» جهان اسلام و غرب است. هدف دیگر نگارش نامه‌ی دوم شاید بیان این مطلب است که اگرچه افراط‌گرایان اسلامی حادثه‌ی تروریستی پاریس را رقم زدند اما همین گروه‌های افراطی توسط قدرت‌های غربی به‌خصوص «آمریکا» ایجاد و تقویت شدند. رهبر معظم انقلاب در این خصوص نوشتند: «امروز کمتر کسی از نقش ایالات متحده آمریکا در ایجاد یا تقویت و تسلیح القاعده، طالبان و دنباله‌های شوم آنان بی‌اطلاع است.» 
 
نادیده گرفتن خشونت رژیم صهیونیستی سبب عادی شدن خشونت توسط این رژیم جنایتکار شده است. به عبارت دیگر، خشونت علیه مردم فلسطین به موضوعی عادی و تکراری برای دولتمردان و شهروندان غربی تبدیل شده که حالا دیگر به سبب تکرار مدام آن، احساسات انسانی را برنمی‌انگیزد. شاید بزرگ‌ترین گناه رژیم صهیونیستی را بتوان همین عادی‌سازی قتل و کشتار انسان‌ها در جهان دانست.
* محورهای مهم نامه‌ی رهبر انقلاب
۱- ابراز همدردی با خانواده‌های قربانیان
رهبر انقلاب در نخستین سطرهای نامه‌ی دوم به جوانان غربی از جایگاه یک «رهبر دینی» سخن گفته و حادثه‌ی تروریستی پاریس را «اندوه‌بار» نامیدند: «هر کسی که از محبت و انسانیت بهره‌ای برده باشد، از دیدن این صحنه‌ها متأثر و متألم می‌شود، چه در فرانسه رخ دهد، چه در فلسطین و عراق و لبنان و سوریه.» این جمله بیش از هر چیز گویای آن است که رهبر کشوری که بیش از ۱۶ هزار نفر از مردم بی‌گناه خود را در اثر تروریسم کور مورد حمایت غرب از دست داده، باز هم از وقوع حادثه‌ای مشابه حتی برای مردم کشوری که دولتمردان آن از حامیان اصلی تروریست‌های ایران بودند، عمیقاً ناراحت است و تروریسم را در هر کجای دنیا  که باشد محکوم‌ کرده‌ است. بدون شک، چنین نگاهی، برخاسته از یک دیدگاه عمیق دینی و الهی است که جان انسان‌ها را فارغ از نژاد و ملیت و جغرافیا محترم می‌شمرد و برای آن ارزش قائل است. این راهبرد ضمن اینکه خلاف ادعاهای همیشگی شماری از رهبران غربی مبنی بر حمایت جمهوری اسلامی ایران از تروریسم است، بیانگر آن است که از دید رهبر جمهوری اسلامی ایران «اخلاق و ارزش‌های انسانی» جایگاه والایی در سیاست دارند. در حقیقت از همین جمله می‌توان متوجه پیوند میان «اخلاق» و «سیاست» در آموزه‌های دینی و اسلامی شد. موضوعی که امروزه جای خالی آن در دنیای سیاست و دیپلماسی کاملا مشهود است. 
 



ادامه مطلب

برچسب ها :
شش محور مهم نامه دوم رهبر انقلاب ,  تروریسم؛ اسلام‌ستیزی؛ نامه به جوانان کشورهای غربی؛ ,  اسلام ناب ,  امام خامنه ای ,  جوانان غرب ,  غرب , 
مرتبط با : امام خمینی(ره) , سخنان امام خامنه ای , شبیخون فرهنگی , 

بسم الله الرحمن الرحیم

تقلید از غرب برای کشورهائی که این تقلید را برای خودشان روا دانستند و عمل کردند، جز ضرر و فاجعه به بار نیاورده؛ حتّی آن کشورهائی که بظاهر به صنعتی و اختراعی و ثروتی هم رسیدند، اما مقلد بودند. علت این است که فرهنگ غرب، یک فرهنگ مهاجم است. فرهنگ غرب، فرهنگ نابودکننده‌ی فرهنگهاست. هرجا غربی‌ها وارد شدند، فرهنگهای بومی را نابود کردند، بنیانهای اساسیِ اجتماعی را از بین بردند؛ تا آنجائی که توانستند، تاریخ ملتها را تغییر دادند، زبان آنها را تغییر دادند، خط آنها را تغییر دادند. هر جا انگلیس‌ها وارد شدند، زبان مردم بومی را تبدیل کردند به انگلیسی؛ اگر زبان رقیبی وجود داشت، آن را از بین بردند. در شبه‌قاره‌ی هند، زبان فارسی چند قرن زبان رسمی بود؛ تمام نوشتجات، مکاتبات دستگاه‌های حکومتی، دولتی، مردم، دانشوران، مدارس عمده، شخصیتهای برجسته، با زبان فارسی انجام میگرفت. انگلیس‌ها آمدند زبان فارسی را با زور در هند ممنوع کردند، زبان انگلیسی را رائج کردند. شبه‌قاره‌ی هند که یکی از کانونهای زبان فارسی بوده، امروز در آنجا زبان فارسی غریب است؛ اما زبان انگلیسی، زبان دیوانی است؛ مکاتبات دولتی با انگلیسی است، حرف زدن غالب نخبگانشان با انگلیسی است - باید انگلیسی حرف بزنند - این تحمیل شده. در همه‌ی کشورهائی که انگلیس‌ها در دوران استعمار در آنجا حضور داشتند، این اتفاق افتاده است؛ تحمیل شده است. ما زبان فارسی را بر هیچ جا تحمیل نکردیم. زبان فارسی که در هند رائج بود، به وسیله‌ی خود هندی‌ها استقبال شد؛ شخصیتهای هندی، خودشان به زبان فارسی شعر گفتند. از قرن هفتم و هشتم هجری تا همین زمان اخیرِ قبل از آمدن انگلیس‌ها، شعرای زیادی در هند بودند که به فارسی شعر میگفتند؛ مثل امیرخسرو دهلوی، بیدل دهلوی - که اهل دهلی است - و بسیاری از شعرای دیگر. اقبال لاهوری اهل لاهور است، اما شعر فارسی او معروف‌تر از شعر به هر زبان دیگری است. ما مثل انگلیس‌ها که انگلیسی را در هند رائج کردند، زبان فارسی را رائج نکردیم؛ فارسی با میل مردم، با رفت‌وآمد شاعران و عارفان و عالمان و اینها به طور طبیعی رائج شد؛ اما انگلیس‌ها آمدند مردم را مجبور کردند که باید فارسی حرف نزنند؛ برای فارسی حرف زدن و فارسی نوشتن، مجازات معین کردند.
امام خامنه ای۱۳۹۱/۰۷/۲۳




برچسب ها :
ه فرهنگ غرب ,  یک فرهنگ مهاجم است. ,  امام خامنه ای ,  بیانات ,  تهاجم فرهنگی ,  مرگ بر امریكا ,  غرب , 
مرتبط با : جنگ نرم , ماهواره , شبیخون فرهنگی , 

بسم الله الرحمن الرحیم

امروزه غربی ها در دو مسئله از ما مسلمانان جلوترن!
1: در تکنولوژی، که اصلا از تکنولوژی که بدست آوردن به ما نمیدهند،
حتی اگر با فکر خودمون به دست بیاریم مثل انرژی هسته ای، جلوی ما را میگیرند و تحریم میکنند...... تا مبادا به پیشرفت عظیم علمی برسیم.. این ذات غربی است، مگر اینکه میلیاردها دلار بهشون پول و باج بدیم بلکه یک ذرّه از علمی که بدست آوردن در اختیار ما هم بزارن،!!
2: غربی ها توی بی حیایی و بی غیرتی و فساد هم از ما جلوترن،
اما لازم نیست بهشون پول بدی توی این زمینه،
خودشون مجانی واسه ما مسلمانان شبکه های مبتذل و فساد راه می اندازن و در اختیار ما میگذارند تا ما هم از نظر اخلاقی مثله اونا بشویم، و تنها بدی های خود رو در اختیار ما میگذارند، و علت عمده این بی بند و باری سببش همین شبکه های ماهواره ای هست که برخی ایرانیان دچارش شدند

حسن رحیم پور ازغدی




برچسب ها :
امروزه غربی ها در دو مسئله از ما مسلمانان جلوترن! ,  رحیم پور ازغدی ,  رحیم پور ,  سخنان استاد رحیم پور ,  غرب ,  فحشا ,  مسلمانان , 
مرتبط با : مذهبی , 

بسم الله الرحمن الرحیم
سقوط معنویت در مدنیت غرب

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های سبک و روش زندگی انسان مسلمان و مدرن ریشه در جهان‌بینی و نگاه او به هستی دارد. باور و اعتقاد به جهان غیب، همه‌ی ابعاد زندگی را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد؛ چرا که ارتباطی عمیق بین ظاهر و باطن و جهان ماده و عالم غیب قائل است؛ اما نگاه مبتنی بر ماده‌گرایی و انکار غیب تلاش انسان را در تأمین هر چه بیش‌تر نیازهای مادی و غریزی‌اش قرار می‌دهد.

تصاحب قلمرو دین به وسیله‌ی روان‌شناسی سکویی برای تصاحب قلمرو به وسیله‌ی سرمایه‌داری شد. رفتن به مراکز تجاری تبدیل شد به کلیسا، کنیسه و معبد رفتن. داروهای ضدافسردگی، روان‌گردان و مواد اعتیادآور جای کالاهای معنوی را گرفت و فارغ از هر محدودیتی به آسانی در دست‌رس جوانان قرار گرفت؛ غافل از این‌که رها شدن از شریعت دین که به ظاهر نوعی معنویت تلقی می‌شد او را در حصار نظامی محدودتر قرار داد؛ نظامی مبتنی بر ماده‌انگاری و اصالت حس. انسان مدرن در این نظام خود را از طرق بندگی معبود رهایی بخشید و دیگر نه خود را اشرف مخلوقات، بلکه برترین موجود نامید.

در این دو دیدگاه، اولی خود را تحت مالکیت و تدبیر موجودی به‌نام رب قرار می‌دهد؛ اما دومی با انکار هر گونه ماوراء در برابر ربوبیت و خدایی خود گردن خم می‌کند. در حقیقت ریشه‌ی این تفکر را بایست در نظریه‌ی علم محوری فرانسیس بیکن جست‌وجو کرد. بیکن با انتقاد از گذشتگانی که علم را به قصد فهم و تفسیر عالم فرا می‌گرفتند، هدف از علم را افزایش قدرت آدمی و نه افزایش معرفت او تفسیر کرد. به عقیده‌ی وی علم باید در خدمت تغییر عالم باشد و نه تعبیر و تفسیر عالم. (نصیری، 1389، 69)

مصرف‌زدگی و اشتهای سیری‌ناپذیر شهروندان مدرن راه را برای سرمایه‌داران و شرکت‌های تجاری هموار کرد. دین و نهادهایی چون کلیسا، جای خود را به تشکیلات دولتی و سرمایه‌داری داد که عموماً روان‌شناسی مدرن آن را رهبری می‌کرد. معنویت به فرآورده‌ای مصرفی و شبیه دارو بدل شد و بشر مدرن در شادی و خلسه‌ای کاذب فرو رفت. در این دیدگاه نگاه و تفکر شهروندان جامعه‌ی مدرن حول واژه‌ای به نام ملت گرد هم آمد. (.

در این دیدگاه، انسان اشرف مخلوقات است و خود عبد و بنده‌ی ربی است که مالک و مدبر اوست. مهم‌ترین شاخصه‌ی او، ایمان به غیب است. «ذالک الکتاب لا ریب فیه، هدی للمتقین، الذین یؤمنون بالغیب...» (.

بنابراین در جامعه‌ی اسلامی، سبک زندگی، سطحی‌ترین لایه‌های زندگی را به عمیق‌ترین لایه‌های معنوی آن پیوند می‌دهد. به‌طوری که گرامی‌داشتن مهمان و نیازردن همسایه از نشانه‌های ایمان به خدا و روز جزاست. (کلینی، 1387، ج6، ص579) انسان با انکار و فراموشی خداوند، در حقیقت خود را نیز از یاد برده‌ است و اعتبار انسانی خود را در طبیعت و بُعد مادی جست‌وجو می‌کنند.

شهروندان کلان شهرهای مدرن ممکن است ظاهر ادب و اخلاق اجتماعی را در مکان‌های عمومی، رعایت کنند؛ اما این آداب ظاهری نوعی رفتار ناشی از عادت است که ریشه در آموزه‌های شرعی و دینی ندارد. انسان مدرن همه‌ی مناسبات و ارتباطات خود و دیگر شهروندان را در ظواهر عالم ماده جست‌وجو می‌کند و از درک پیوند میان عالم ماده و عالم معنا ناتوان است.





برچسب ها :
سقوط معنویت در مدنیت غرب ,  غرب ,  معنویت در غرب ,  با ولایت تا شهادت ,  معنویت ,  سبک و روش زندگی انسان مسلمان و مدرن ,  مدرن , 
مرتبط با : خانواده , سخنان امام خامنه ای , امام خامنه ای , 

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا باید ذهن را از حرفهاى کلیشه‌اى غربى‌ها درباره زن خالى کنیم؟

* باید مرجعیّت افکار غربی را بکلّی رد کنیم
اگر ما میخواهیم درباره‌ی مسئله‌ی زن درست فکر کنیم و درست حرکت کنیم و دچار خطا نشویم، باید ذهنمان را از حرفهای کلیشه‌ای فراورده‌ی غربیها بکلّی خالی کنیم. غربیها نسبت به مسئله‌ی زن بد فهمیدند، بد عمل کردند و همان فهم بد و غلط و عمل گمراه‌کننده و مهلک خودشان را به‌صورت سکّه‌ی رایج در دنیا مطرح کردند. علیه هر کسی هم که بر ضدّ نظر آنها حرف بزند، دستگاه تبلیغاتی وسیع آنها هوچیگری میکند، مجال حرف زدن هم به کسی نمیدهد. اگر میخواهید درباره‌ی مسئله‌ی زن راهبرد درست را پیدا کنید و این راهبرد را با اجرائیّات و الزامات اساسی آن همراه کنید و در بلندمدّت پیش بروید و به نتیجه برسید، باید ذهنتان را از تفکّرات غربی در مورد زن تخلیه کنید. نمیگویم بی‌اطّلاع بمانیم، نه؛ ما طرفدار بی‌اطّلاعی نیستیم، بنده طرفدار آگاهی و آشنایی هستم، امّا مرجعیّت آن افکار را بکلّی رد کنیم. افکار غربیها، نظرات غربیها، در زمینه‌ی مسئله‌ی زن مطلقا نمیتواند مایه‌ی سعادت و هدایت جامعه‌ی بشری باشد.
بیانات در دیدار جمعی از بانوان برگزیده كشور، ۱۳۹۳/۰۱/۳۰




ادامه مطلب

برچسب ها :
چرا باید ذهن را از حرفهاى کلیشه‌اى غربى‌ها درباره زن خالى کنیم؟ ,  زن ,  خانواده ,  زن غربی ,  غرب ,  امریكا ,  امام خامنه ای , 
مرتبط با : شبیخون فرهنگی , جنگ نرم , 

بسم الله الرحمن الرحیم

تهاجم فرهنگی ابزاری در دست دشمن

گروه اجتماعی -تبادل فرهنگی بر اثر همجواری كشورها با یكدیگر، رفت و آمد ملتها به كشورهای دیگر و مطالعة آداب و رسوم و سنن فرهنگهای دیگر بوجود می‌آید و باعث می‌شود هر ملتی به نقاط ضعف و قوت فرهنگ خود آشنا شود و بكوشد تا نقاط مثبت فرهنگهای دیگر را بپذیرد و نقاط منفی فرهنگ خود را اصلاح كند. معمولاً در تبادل فرهنگی باید با انگیزه، دقت و تخصص كافی به سوی پذیرش مشتقات فرهنگی سایر جوامع گام برداشت، زیرا هرگونه حركت انفعالی در این زمینه ممكن است كیان فرهنگ یك ملت را مخدوش سازد.

-تهاجم فرهنگی

 تهاجم فرهنگی عبارت است تلاش برنامه‌ریزی شده و سازمان یافتة تمام یا بخشی از یك یا چند گروه اجتماعی – فرهنگی یا ملت یا جامعه یا تمدن و یا دولت بیگانه برای تحمیل مبانی  و اصول اجتماعی، باورها، ارزشها، اخلاقیات و رفتارهای مورد نظر خویش بر سایر گروهها و جوامع، همچنین ارائه اطلاعات انبوه به ملتها و تغییر در نظام ارزشهای آنها به طوری كه تصمیم‌گیریها در كشور مورد تهاجم منجر به تأمین منافع سیاسی، اقتصادی و ... كشورهایی شود كه از این حربه استفاده می‌كنند. (شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1378).

هدف از تهاجم فرهنگی كنترل فرایند تصمیم‌گیری، شیوه اطلاع‌رسانی و تغییر در نظام ارزشهاست، ‌به‌طوری كه منجر به استیلای سیاسی و اقتصادی كشور مهاجم شود. بدین ترتیب مهاجم فرهنگی سعی میكند با استفاده از برتری اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی و فن‌آوری خود، به مبانی اندیشه و رفتار یك ملت هجوم آورد و با تهدید، تضعیف، تحریف و احیاناً نفی و طرد ارزشهای آن، زمینه حاكمیت اندیشه‌ها، ارزشها و رفتارهای مطلوب خویش را فراهم آورد. لذا تهاجم فرهنگی به‌مفهوم نفی هویت فرهنگی و ملی كشور مورد تهاجم به منظور برقراری سلطه فكری و فرهنگی،‌ از طریق تغییر باورها، رفتارها، روشها و آداب و رسوم زندگی فردی و اجتماعی آن ملت، منطبق با الگوهای فرهنگی مهاجم خواهد بود (صالحی امیری، 1386، ص 63).

در واقع در تهاجم فرهنگی دو مساله قابل بررسی است:

1- تخریب مبانی  و مبادی فرهنگی، تمسخر، استهزا و بی‌ارزش و مخرب جلوه‌دادن عناصر گوناگون وابسته به یك فرهنگ.

2- ورود عناصر منفی و مخرب فرهنگی با جلوه‌های جذاب و دلنشین.  از اینرو، مقابله با تهاجم فرهنگی از یك سو نیازمند شناخت دقیق ابزارهای دشمن و از سوی دیگر نیازمند شناخت دقیق نقاط ضعف و قوت فرهنگ خویش است، لذا كوشش در جهت تقویت نقاط قوت و برنامه‌ریزی همه جانبه در این راستا از جمله ابزارهای مقابله با این تهاجم است.

برخی از تفاوتهای تبادل و تهاجم فرهنگی عبارت است از:

1- در تبادل فرهنگی، هدف بارور و كامل كردن فرهنگ ملی است، اما در تهاجم هدف تسلط بر فرهنگ دیگر، خود باخته، دنباله رو نمودن و احیاناً از بین بردن آن فرهنگ است.

2- تبادل فرهنگی آگاهانه و ارادی، اما تهاجم فرهنگی ناآگاهانه و غیر ارادی است

3- در تبادل فرهنگی، عناصر مطلوب فرهنگی با یكدیگر تبادل می‌شود ولی در تهاجم فرهنگی، فرهنگ مهاجم، هنجارها، باورها و ارزشهای خود را – كه در فرهنگ مورد تهاجم نامطلوبند، بر فرهنگ مورد تهاجم تحمیل می‌كند.

4- تبادل فرهنگی با اتكاء به نقاط قوت فرهنگها انجام می‌گیرد ولی در تهاجم فرهنگی با اتكاء به نقاط ضعف فرهنگ مورد تهاجم و نقاط قدرت فرهنگ مهاجم به وقوع می‌پیوندند.

یكی از مهمترین عوامل بسط و گسترش دامنه تهاجم فرهنگی در جامعه ما عدم توجه جدی به مقوله مدیریت فرهنگی در سطح كلان و خرد، آموزش و تربیت مدیران فرهنگی لایق و تدوین و تشریح دقیق مدیریت فرهنگی كه از منظر علمی متناسب با فضای دینی و ملی جامعه باشد، است. (صالحی امیری، 1386، ص 64).

عوامل تهاجم فرهنگی 
عوامل تهاجم فرهنگی را می‏توان به دو دسته تقسیم کرد: 
الف) عوامل برون‏زا: زمینه‏ها، عناصر و ابزاری که به نحوی ردپای کشورهای خارجی (غربی) در آنها دیده می‏شود عوامل برون‏زا هستند؛ از جمله: اعزام مستشرقین، تلاش برای دین‏زدایی از طرق مختلف، ایجاد روحیه‏ی خودباختگی فرهنگی، ساخت و فروش وسایل ارتباطی، نظیر ماهواره و ویدئو و... . سیاست‏گزاران و طراحان کشورهای سلطه‏جو این عوامل را طراحی و برنامه‏ریزی می‏کنند و افراد داخلی آن را به اجرا درمی‏آورند.

ب) عوامل درون‏زا: زمینه‏ها، عناصر و ابزاری که ریشه‏ی داخلی داشته و غیرمستقیم یا مستقیم به پذیرش تهاجم فرهنگی از خارج به داخل کمک می‏کنند عوامل درون‏زا هستند؛ از جمله: زمینه‏هایی هم‏چون بیکاری، فقر اقتصادی، نابه‏سامانی خانوادگی، غفلت مسئولین فرهنگی و اجتماعی و ناآگاهی جوانان و نوجوانان و... (مسگرنژاد، 1373 و نگارش، 1380).

شیوه‏های تهاجم فرهنگی 
در یک نگاه کلی شیوه‏های تهاجم فرهنگی غرب را نیز می‏توان از دو بعد خارجی و داخلی مورد توجه قرار داد. 
در بعد خارجی، مهاجمان با امکانات و موقعیت‏های مختلفی که در مجامع بین‏المللی در دست دارند، از طریق شبکه‏های گسترده‏ی بنگاه‏های تبلیغاتی و سخن‏پراکنی خود می‏کوشند با عناوینی چون نقض حقوق بشر، حمایت از تروریسم، وجود خفقان و سانسور، نبودن آزادی برای زنان و مطبوعات و نویسندگان، جنگ‏طلبی، ماجراجویی و...و با حربه‏های شناخته شده و تکراری، تصویری تحریف شده و ناخوشایند از فرهنگ مقابل در اذهان مردم دنیا ترسیم نمایند و طبیعی است که در این راه، زشت‏ترین و شیطانی‏ترین حربه‏ها را برمی‏گزینند. 
در بعد داخلی تهاجم فرهنگی غرب در کشورهای اسلامی به دو شیوه‏ی زیر رخ می‏نماید: 
1 ـ ترویج افکار و اندیشه‏های غیراسلامی و حتی ضداسلامی، تبلیغ افکار التقاطی، تقدس زدایی و توهین به مقدسات، سست نمودن پایه‏های اعتقادی جوانان نسبت به برخی از اصول و آرمان‏ها. 
2 ـ تجددگرایی، علم‏زدگی و عقل‏گرایی افراطی، تلاش در راه تطهیر غرب و غرب‏گرایی، بی‏اعتبار نشان دادن علوم و معارف اسلامی به بهانه‏ی عدم تطابق با دانش‏های نوین بشری، طرح جدایی دین از سیاست، ترویج بی‏حجابی و بدحجابی و پوشش‏های مستهجن و خلاف شؤون اسلامی، رواج مدهای غربی و بی‏بند و باری، تهیه و پخش فیلم‏های شدیدا ضد اخلاقی ویدئویی، نوارهای کاست مبتذل از خوانندگان فاسد و توزیع عکس‏های مبتذل در سطح گسترده، تولید و پخش مشروبات الکلی و مواد مخدر در سطح جامعه، چاپ و نشر کتب و مجلات ضداخلاقی، جنایی، عشقی و رمان‏های مبتذل، تشکیل مجالس لهو و لعب و...، مشتی از خروارها توطئه‏ی دشمن است. ابزار تهاجم فرهنگی تنها محدود به موارد فوق نیست، بلکه تمام موارد فرهنگ‏های مکتوب، شفاهی، عمومی و تصویری نیز از ابزارهای دیگر این تهاجم هستند (مسگرنژاد، 1373). 
فرهنگ غربی با استفاده از ابزار فوق تخریب فرهنگ اسلامی را مد نظر قرار داده است. مواردی از قبیل تشکیک در حقانیت دین اسلام، انتشار کتاب‏های ضد دینی مانند آیات شیطانی، نفی مقدسات اسلامی و نیز تحدید دین و تلاش برای حذف دین از عرصه‏ی اجتماع از این موارد به شمار می‏آید (افتخاری، 1377).


ادامه مطلب

برچسب ها :
تهاجم فرهنگی ابزاری در دست دشمن ,  تحاجم فرهنگی ,  غرب ,  تحاجم نرم ,  جنگ نرم , 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic