تبلیغات
.::::با ولایت تا شهادت::::. - مطالب ابر شهید
منوی اصلی
تبلیغات
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
وصیت شهدا
وصیت شهدا
آمار وبلاگ
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

سلام
من محمدرضا مرتضوی هستم
به وبلاگ با ولایت تا شهادت خوش آمدید
امید وارم لحظات خوشی را در این وبلاگ سپری كنید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

لوگوی دوستان

برنامه های اندرویدی تولیدی

امام زمان (عج)




معما های قرآنی




داستان هایی از نماز




دعا های مشكلگشا




بقیع




آموزش مكعب روبیك




کاربردی
ابر برچسب ها
مرتبط با : سخنان امام خامنه ای , امام خامنه ای , شهدا , اخبار , 

بسم الله الرحمن الرحیم

بیانات در دیدار اعضای ستادهای «کنگره شهدای امور تربیتی»، «کنگره شهدای دانشجو»، و «کنگره شهدای هنرمند»


سماللهالرّحمنالرّحیم(۱)
بسیار جلسه‌ی نورانی و معطّر و پرمغز و پرمعنایی است. کسانی که بهعنوان شهید در این جلسه معرّفی شدند، جزو قشرهای برتر و نخبهی
 جامعهاند؛ دانشجویانند، هنرمندانند، معلّمانند، دانشآموزانند؛ این نشاندهندهی این است که انگیزهی فداکاری در راه خدا و شهادت در این راه، در سطوح گوناگون در جامعهی ما رواج و گسترش داشته؛ این خیلی مطلب مهمّی است. استاد دانشگاه میرود شهید میشود، هنرمند میرود شهید میشود، دانشجو میرود شهید میشود. بسیاری از این نامآوران عرصهی دفاع مقدّس ما - که نامهایشان زینتبخش خیابانهای ما و مراکز ما و عکسهایشان زینتبخش محیطهای زندگی ما است - یا اغلبشان، دانشجویانی بودند؛ بعضی از اینها حقیقتاً نوابغ بودند؛ هنرمندانی بودند، معلّمانی بودند، اساتیدی بودند؛ رفتند و جان خودشان و عمر خودشان را - ارزشمندترین چیزی که انسان از امور مادّی در اختیار دارد یعنی زندگی خودشان را - در راه خدا، در راه اهداف، هدیه کردند، تقدیم کردند؛ این بسیار مهم است.
جلسات بزرگداشت، ادامهی حرکت جهادی و ادامهی شهادت است. اگر نام شهیدان ما تکرار نمیشد، تجلیل نمیشدند و احترام به آنها و خانوادههای آنها در جامعهی ما بهصورت یک فرهنگ درنمیآمد - که خوشبختانه بهصورت فرهنگ درآمده  - امروز بسیاری از این یادهای ارزشمند و گرانبها فراموش شده بود؛ این ارزشگذاری عظیمی که با حرکت شهادت در یک جامعه بهوجود میآید، به فراموشی سپرده شده بود. نباید بگذارید این اتّفاق بعد از این هم بیفتد؛ روزبهروز باید یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکتهیابی و نکتهسنجی زندگی شهدا در جامعهی ما رواج پیدا کند. و اگر این شد، آنوقت مسئلهی شهادت که به معنای مجاهدت تمامعیار در راه خدا است، در جامعه ماندگار خواهد شد. و اگر این شد، برای این جامعه دیگر شکست وجود نخواهد داشت و شکست معنا نخواهد داشت؛ پیش خواهد رفت. عیناً مثل ماجرای حسینبنعلی (علیهالسّلام)؛ امروز ۱۳۰۰ سال یا بیشتر از شهادت حضرت اباعبدالله (علیهالسّلام) میگذرد و روزبهروز این داستان برجستهتر و زندهتر شده. این داستان در بطن خود دارای یک مضامینی است که این مضامین برای حیات اسلامی جامعه ضروری است. اگر این مضامین گسترش پیدا نمیکرد، از اسلام و از قرآن و از حقایق معارف اسلامی هم امروز خبری نبود. اینجا هم همینجور است؛ نگذارید نام شهدا و یاد شهدا فراموش بشود یا در جامعهی ما کهنه بشود؛ و البتّه با ابتکارات؛ این جلسات بزرگداشتی که آقایان بهوجود میآورید - که خیلی باارزش است - صرفاً یک جلسهی ترحیم باشکوه نیست؛ این جلسات، دارای مضامین ویژهی خودش است؛ بایستی شهادت را معنا کند، شهید را معرّفی کند، فرهنگ شهادت را در جامعه ماندگار کند.



ادامه مطلب

برچسب ها :
بیانات در دیدار اعضای ستادهای «کنگره شهدای امور تربیتی» ,  «کنگره شهدای دانشجو» ,  و «کنگره شهدای هنرمند» ,  کسانی که به‌عنوان شهید در این جلسه معرّفی شدند ,  امام خامنه ای ,  شهید ,  كنگره , 
مرتبط با : مذهبی , حضرت زهرا (س) , شهدا , 

بسم الله الرحمن الرحیم





برچسب ها :
شهید ,  حضرت زهرا(س) ,  درد پهلو ,  امام خامنه ای ,  leader ,  my leader , 
مرتبط با : شهدا , مذهبی , قرآن , 

بسم الله الرحمن الرحیم

ارتباط با قرآن رمز ماندگاری شهید عباس بابایی است

%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7-%d8%a8%d8%a7-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d8%b1%d9%85%d8%b2-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d9%87%db%8c%d8%af-%d8%b9%d8%a8%d8%a7%d8%b3-%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa


ملیحه حکمت‌، همسر شهید بابایی در آستانه سالروز شهید عباس بابایی در گفت‌وگویی  اظهار کرد: به طور حتم جایگاه قرآن برای شخص شهید بابایی از ارزش و قداست بالایی برخوردار بود، به طوری که همواره این کتاب آسمانی را زیاد می‌خواندند و به معنای آن هم توجه زیادی داشتند و یکی از نکاتی که همواره به خانواده، دوستان وهمرزمان خود خیلی زیاد توصیه می‌کردند این بود که قرآن را با معنی آن بخوانند و با دقت از دستورات آن پیروی کنند.

وی عنوان کرد: شهید بابایی از من می‌خواست که فرزند دخترمان را در حوزه قرآن کریم ثبت نام کنیم تا او بتواند قرآن را کامل فرا گیرد، زیاد اعتقاد داشت همه چیزهایی که ما در درس های تئوری فرا می گیریم بر گرفته از قرآن است و هرکس بتواند معانی آن را به طور کامل فرا گیرد، به نوعی درس زندگی را یاد گرفته است.

همسرشهید بابایی افزود: قبل از به دنیا آمدن فرزندانمان، حتی در زمان طاغوت یکی از چیزهای مهمی که همواره به همراه شهید بابایی بود به همراه داشتن قرآن بود، در زمان رژیم شاهنشاهی به همراه داشتن کتاب‌های مقدس از جمله قرآن در محیط نظامی به‌ویژه نیروی هوایی ممنوع بود، اما عباس به این مسائل اهمیتی نمی‌داد و همیشه در اتاق خود و حتی در هنگام پرواز قرآن به همراه خود داشت و هیج وقت آن را از خود جدا نمی‌کرد.

حکمت اضافه کرد: همه این مسائل در حالی اتفاق می‌افتاد که حساسیت روی نیروی هوایی رژیم شاهنشاهی خیلی بالا بود، به طوری که هر کسی که خواهان حضور در خلبانی نیروی هوایی می‌شد باید خود شاه تأیید حضور آن فرد را صادر می کرد.

وی عنوان کرد: شهید بابایی سه سال قبل از انقلاب و در زمان طاغوت کتاب‌های مذهبی از جمله قرآن را با دقت جلد می‌کرد و زمانی که در محیط کار سفری نداشت، قرآن تلاوت می‌کرد و در کل همیشه کتاب‌های مناجات خود را به همراه داشت.

همسر شهید بابایی افزود: زمان جنگ و دفاع مقدس ازجمله سخت‌ترین زمان‌هایی بود که برای نسل ما رخ داد، در آن زمان ایمان‌ها در مقابل مشکلات قوی تر بود، کارها برای خدا بود و همه دفاع از ناموس، وطن و دفاع از دین را واجب می‌دیدند، شهید بابایی و همه کسانی که برای جنگیدن می‌رفتند، می‌دانستند که برگشتشان غیرممکن است، حتی خانواده های آنان می‌دانستند که آخر عاقبت باید در راه خدا خون بها بدهند.

وی افزود: خانواده های شهدا می‌دانستند که قرار است فرزندان و همسرشان به شوق شیرین شهادت نائل آیند، اما با این وجود در این امر خداپسندانه آنان را با صبری زینبی همراهی می‌کردند.

همسرشهید بابایی با اشاره به نقش ولایت فقیه در روحیات شهید بابایی عنوان کرد: برکتی که امام خمینی (ره) با همت مردم ایجاد کردند پس از این که در نهایت به شکل گیری نظام شکوهمند انقلاب اسلامی کشیده شد، در زندگی عباس هم به شدت راه پیدا کرد، شهید بابایی پس از انقلاب با درجه سروانی یک روز به محضر امام رسیده بود و پس از برگشت حال و هوای خاصی پیدا کرده بود، به طوری که به طور مداوم به می می‌گفت چهره من نورانی تر از روز گذشته شده است.

وی عنوان کرد: همین امر اثبات می‌کند که عباس در زندگی شخصی خود به ولایت فقیه اعتقاد قلبی داشت، حتی شهید بابایی در دوران تحصیل خود در کشور آمریکا هیچ وقت نمازش را ترک نکرده بود و حتی با آن شرایط موجود امیال و هوس‌های شیطانی هم نتوانسته بود عباس را به سمت و سوی دیگری ببرد، زیرا شهید بابایی رد پای خدا را در زندگی خود حس کرده بود.

حکمت با بیان این که زمانی که خبر شهادت عباس را به من دادند با این که از نکات فنی هواپیما چیزی نمی‌دانستم افزود: می‌خواستم از نزدیک محل اصابت گلوله و مکان سقوط هواپیما را ببینم،اما شهید اردستانی به من گفت اگر شما اطمینان دارید که عباس شما را بعد از خدا به ما سپرده است، از این کار حذر کنید، زیرا به طور حتم موجب می‌شود خاطر شما اذیت شود.

وی عنوان کرد: یادم می‌آید که شهید اردستانی به من گفت در حال حاضر کسی شهید بابایی را نمی‌شناسد، اما مطمئن باشید که شهید بابایی را پنجاه سال دیگر همه می‌شناسند و انگاری الآن که بیست و شش سال از زمان شهادت عباس می‌گذرد این حرف اثبات شده است زیرا در حال حاضر نام شهید بابایی در خیابان ها، اتوبان ها و بزرگراه ها و ورزشگاه ها دیده می‌شود.

وی خاطرنشان کرد:عباس مرد عمل بود، در قلبش با خدای خودش اخلاصی دیگر داشت، داشت، ایمانی که داشت که خدا را عاشق بود و همین امر توانست او را در تاریخ ماندگار کند.

حکمت با بیان این که شهید بابایی شعار نمی داد و عمل‌گرایی در وجودش بود خاطرنشان کرد: هنوزکه هنوزاست به دنبال فیلمی ازصحبت های عباس در دوران خدمتش درنیروی هوایی هستم که البته تا کنون فیلمی درمورد شهید بابایی با آن همه سخنرانی پیدا نشده است، زیرا اجازه نداده‌اند که از وی فیلم‌برداری شود.

وی درپایان ادامه داد: در زمان شهادت شهید بابایی نیروی هوایی امریکا دقیق به درستی نمی‌دانم یک یا سه دقیقه سکوت اعلام کرد، در زمان تشییع عباس خیابان پیروزی بسته شده بود وهمه این‌ها دست به دست هم داد و موجب نام و اعتلای ماندگاری شهید بابایی شد.

منبع:خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) 





برچسب ها :
ارتباط با قرآن رمز ماندگاری شهید عباس بابایی است ,  شهید ,  شهید بابایی ,  شهید عباس بابایی ,  leader ,  با ولایت تا شهادت ,  my leader , 
مرتبط با : مذهبی , شهدا , داستان كوتاه , 

بسم الله الرحمن الرحیم

مادر بهش گفت: ابراهیم، سرما اذیتت نمی کنه؟

گفت: نه مادر، هوا خیلی سرد نیست.

هوا خیلی سرد بود، ولی نمی خواست ما را توی خرج بیندازد.

دلم نیامد؛ همان روز رفتم و یک کلاه برایش خریدم. صبح فردا، کلاه را سرش کشید و رفت. ظهر که برگشت، بدون کلاه بود!

گفتم: کلاهت کو؟ گفت: اگر بگم، دعوام نمی کنی؟ گفتم: نه مادر؛ مگه چیکارش کردی؟

گفت: یکی از بچه های مدرسه مون با دمپایی میاد؛ امروز سرما خورده بود؛ دیدم کلاه برای اون واجب تره.


منبع:sabokbalaneasheq.blogfa.com





برچسب ها :
داستان هایی از شهدا ,  شهدا ,  نوجوانی شهید ابراهیم امیرعباسی ,  شهید ابراهیم امیرعباسی ,  شهید ,  شهادت ,  ولایت , 
مرتبط با : مذهبی , طنز , شهدا , 

بسم الله الرحمن الرحیم

کمپوت...

داشتم تو جبهه مصاحبه می گرفتم کنارم ایستاده بود که یه هو یه خمپاره اومد و بومممممم ..... نگاه کردم دیدم ترکش بهش خورده و افتاده زمین دوربینو برداشتم رفتم سراغش . بهش گفتم تو این لحظات آخر زندگی اگه حرفی صحبتی داری بگو ...
در حالی که داشت اشهد و شهادتینش رو زیر لب زمزمه می کرد گفت : من از امت شهید پرور ایران یه خواهش دارم . اونم اینکه وقتی کمپوت می فرستید جبهه خواهشا پوستشو اون کاغذ روشو نکَنید . 
بهش گفتم : بابا این چه جمله ایه قراره از تلویزیون پخش شه ها یه جمله بهتر بگو برادر ...
با همون لهجه اصفهونیش گفت : اخوی آخه نمی دونی تا حالا سه دفعه به من رب گوجه افتاده

منبع:
72-313-818.blogfa.com





برچسب ها :
داستان طنز كمپوت ... ,  داستان شهدا ,  شهید ,  داستان طنز در جبهه ,  داستان های جالب ,  داستان ,  قصه جالب , 
بسم الله الرحمن الرحیم

نماز و فرماندهى (شهید مهدى زین الدین) 

شهید زین الدین به نماز اول وقت بسیار اهمیت مىداد، ایشان در هر وضعیت و در هر منطقه اى كه بود به محض رسیدن وقت نماز، براى اداى فرضیه نماز مهیا مىشد. 
در منطقه سرد شت تردد داشتیم ، در حالى كه جاده ها و محورها از لحاظ امنیتى تضمینى نداشت و از جهت فعالیت گروهك هاى ضد انقلاب بسیار آلوده بود. موقع نماز شد، ایشان در همین اوضاى سریع ماشین را نگه داشت و كنار جاده به نماز ایستاد. 
پس از شهادتش ، یكى از برادران در عالم رؤیا او را دید كه مشغول زیارت خانه ى خداست ، وعده اى هم دنبالش بودند، پرسیده بود: «شما اینجا چه كاره اید؟!» گفته بود: «به خاطر آن نمازهاى اول وقتى كه خوانده ام ، در اینجا فرماندهى اینها را به من واگذار كرده اند ». 

منبع : سایت ستاد اقامه نماز




برچسب ها :
شهید زین الدین ,  شهید ,  نماز ,  داستان نماز ,  خاطرات شهدا ,  خاطره ,  جبهه , 
مرتبط با : مذهبی , 

بسم الله الرحمن الرحیم

امتحان جانبازی


 امتحان جانبازی

شهید عباس مطیعی

بعدازظهر باصفایی بود. توی حیاط خانه تان با هم نشسته بودیم.
حاج کریم هندوانه آورد و خودش هم نشست. زمان یک مقدار به تعارفات گذشت. بعدش شروع کردیم به صحبت کردن. با هم خیلی خودمانی صحبت می کردیم.
.......ادامه مطلب...


ادامه مطلب

برچسب ها :
شهید ,  شهید عباس ,  شهید عباس مطیعی ,  امتحان جانبازی ,  جانباز ,  شهادت , 
مرتبط با : مذهبی , 

بسم رب الزینب...



باید نیروها برای انتقال به تهران آماده می شدند.

همه مشغول بستن اثاثشان بودند که خبر رسید حاج همت آمده و میخواهد بچه ها را ببیند.

صدای صلوات و تکبیر و قربان صدقه رفتن های بچه ها بلند بود.

بعضی ها ریخته بودند سر و کول حاجی و می بوسیدنش.

بعد از دوتا عملیات و آن همه خستگی،این خبر واقعا می چسبید.

حاجی گفته بود برای دیدن امام وقت گرفته اند.

بچه ها از ذوقشان نمی دانستند چه کار کنند.

دلشان می خواست همان موقع راه بیوقتند.

حاجی گفت:«خب.حالا که می بینم همه سرحالین،حاضرشین که امشب یه عملیات داریم.

ان شاءالله فردا برای دیدار امام می ریم تهران.»


منبع:شهید42




برچسب ها :
خاطره ای از شهید همت ,  شهید همت ,  شهید ابراهیم همت ,  شهید ,  همت ,  خاطرات جنگ ,  دفاع مقدس , 
بسم الله الرحمن الرحیم



اشكها آماده باشید ، باز باید در سوگ یاران بزیر آیید. در كشاكش یك راه ، در پی یك طوفان ،آنان دیگر رفته اند ، نامدارانی كه آمده بودند تا پرچم سبز یك هدف را بر بلندای تاریخ نصب كنند ، كنون بر سر گورشان پرچمی سرخ هویداست .


بقیه در ادامه مطلب    
                             



ادامه مطلب

برچسب ها :
دستنوشته های شهید حسین بیدخ ,  شهید ,  شهید حسین بیدخ ,  حسین بیدخ ,  دستنوشته ,  12blog ,