منوی اصلی
تبلیغات
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
وصیت شهدا
وصیت شهدا
آمار وبلاگ
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

سلام
من محمدرضا مرتضوی هستم
به وبلاگ با ولایت تا شهادت خوش آمدید
امید وارم لحظات خوشی را در این وبلاگ سپری كنید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

لوگوی دوستان

برنامه های اندرویدی تولیدی

امام زمان (عج)




معما های قرآنی




داستان هایی از نماز




دعا های مشكلگشا




بقیع




آموزش مكعب روبیك




کاربردی
ابر برچسب ها
مرتبط با : خاطراتی از رهبری , مذهبی , ولایت , 

بسم الله الرحمن الرحیم


غذای سفره ی مهمانی
حضرت آیت اله مصباح یزدی (دام ظله ) می فرماید : ما به منزل مقام معظم رهبری زیاد رفته ایم و غذا خورده ایم . تا به حال من ندیم که بر سر سفره ی مهمانی ایشان ، بیش از یک نوع خورش گذاشته شـود .

یک اُملت ساده 
سردار سرلشکر رحیم صفوی می گوید : یک روز که در منزل مقام معظم رهبری در خدمت ایشان بودم ، بحث مان قدری به طول انجامید و نزدیک مغرب شد . پس از نماز معظم له رو به من کردند :
« آقا رحیم ! شام را مهمان ما باشید » . بنده در عین حال که این را توفیقی می دانستم ، خدمتشان عرض کردم : اسباب زحمت می شود . مقام معظم رهبری فرمودند : 
« نه بمانید هر چه هست با هم می خوریم » .
وقتی که سفره را پهن کردند و شام را آوردند ، دیدم غذای ایشان و خانواده شان ، چیزی جز املت ساده نیست . من نیز بر آن سفره میهمان بودم و مقداری از همان غذای ساده را خوردم .


منبع:
bavelayat.parsiblog.com




برچسب ها :
سفره ,  سفره غذای آقا ,  سفره غذای رهبر ,  خاطراتی از امام خامنه ای ,  خاطره , 
بسم الله الرحمن الرحیم

نماز و فرماندهى (شهید مهدى زین الدین) 

شهید زین الدین به نماز اول وقت بسیار اهمیت مىداد، ایشان در هر وضعیت و در هر منطقه اى كه بود به محض رسیدن وقت نماز، براى اداى فرضیه نماز مهیا مىشد. 
در منطقه سرد شت تردد داشتیم ، در حالى كه جاده ها و محورها از لحاظ امنیتى تضمینى نداشت و از جهت فعالیت گروهك هاى ضد انقلاب بسیار آلوده بود. موقع نماز شد، ایشان در همین اوضاى سریع ماشین را نگه داشت و كنار جاده به نماز ایستاد. 
پس از شهادتش ، یكى از برادران در عالم رؤیا او را دید كه مشغول زیارت خانه ى خداست ، وعده اى هم دنبالش بودند، پرسیده بود: «شما اینجا چه كاره اید؟!» گفته بود: «به خاطر آن نمازهاى اول وقتى كه خوانده ام ، در اینجا فرماندهى اینها را به من واگذار كرده اند ». 

منبع : سایت ستاد اقامه نماز




برچسب ها :
شهید زین الدین ,  شهید ,  نماز ,  داستان نماز ,  خاطرات شهدا ,  خاطره ,  جبهه , 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic