بسم الله الرحمن الرحیم


 * دیدار آیت الله خامنه ای از ننه غلام

 

این سه نفر می‌آیند داخل خانه و شروع می‌کنند به صحبت با ننه غلام، درباره شهید. ننه غلام با چادر گلی سفید، آرام روی تخت نشسته و از پشت عینک ته استکانی‌اش آنها را نگاه می‌کند. به او می‌گویند: مادرجان! مهمان دارید ان شاءالله.

 

گوش مادر سنگین است. مرد سرش را نزدیک‌تر می‌برد و این بار بلندتر جمله‌اش را تکرار می‌کند. مادر جواب می‌دهد: مهمان؟ کی هست؟

لهجه مادر خیلی غلیظ است و مرد به زحمت منظورش را می‌فهمد و با صدای بلند به او می‌گوید:

- مادرجان! آقای خامنه‌ای دارند می‌آیند منزلتان. - کی؟

- رهبر انقلاب، آیت الله خامنه ای.

-ها ها! می‌شناسمشان، من از بچگی می‌شناسمشان. کجا می‌خواهند بروند؟

-می‌خواهند بیایند اینجا. خانه شما.


 بقیه در ادامه مطلب




ادامه مطلب

برچسب ها :
ماجرای دیدار آقا با ننه غلام ,  امام خامنه ای ,  ننه غلام ,  خاطرات امام خامنه ای ,  .:با ولایت تا شهادت:. ,  خاطرات مقام معظم رهبری ,  ولایت فقیه ,