منوی اصلی
تبلیغات
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
وصیت شهدا
وصیت شهدا
آمار وبلاگ
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

سلام
من محمدرضا مرتضوی هستم
به وبلاگ با ولایت تا شهادت خوش آمدید
امید وارم لحظات خوشی را در این وبلاگ سپری كنید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

لوگوی دوستان

برنامه های اندرویدی تولیدی

امام زمان (عج)




معما های قرآنی




داستان هایی از نماز




دعا های مشكلگشا




بقیع




آموزش مكعب روبیك




کاربردی
ابر برچسب ها
مرتبط با : امام خامنه ای , سخنان امام خامنه ای , خاطراتی از رهبری , مذهبی , 

بسم الله الرحمن الرحیم

این وصیت‌نامه‌هایی که امام می‌فرمودند بخوانید، من به این توصیه‌ی ایشان خیلی عمل کرده‌ام. هرچه از وصیت‌نامه‌های همین بچه‌ها به دستم رسیده - یک فتوکپی، یک جزوه - غالباً من اینها را خوانده‌ام؛ چیزهای عجیبی است. ماها واقعاً از این وصیت‌نامه‌ها درس می‌گیریم. این‌جا معلوم می‌شود که درس و علم و علم الهی، بیش از آنچه که به ظواهر و قالبهای رسمی وابسته باشد، به حکمت معنوی - که ناشی از نورانیت الهی است - وابسته است. آن جوان خطش هم بزور خوانده می‌شود، اما هر کلمه‌اش برای من و امثال من، یک درس راهگشاست و من خودم خیلی استفاده کرده‌ام.در بسیاری از موارد، به پدر و مادرشان می‌نوشتند که ما از این‌جا دل نمی‌کَنیم؛ این‌جا بهشت است و زندگی این‌جاست. مثلاً در جواب این‌که مادرش نوشته بود پسرم! زودتر بیا، یا به ما خبر بده، می‌گوید اصلاً آن‌جا زندگی نیست؛ زندگی این‌جاست. این همان معنویت بود. وقتی معنویت هست، دلها مجذوب آن می‌شود. وقتی دلها مجذوب شد، نیروها به دنبال دلها و اراده‌ها حرکت می‌کند. وقتی این‌طور شد، بزرگترین قدرتها نمی‌توانند یک ملت را شکست بدهند. برادران! این واقعیت در ایران اتفاق افتاد؛ بزرگترین قدرتهای دنیا نتوانستند ایران را شکست بدهند.
 بیانات امام خامنه ای در دیدار جمعی از فرماندهان سپاه ۱۳۷۰/۰۶/۲۷




برچسب ها :
به توصیه‌ی امام عمل کردم و وصیت‌نامه‌ها را خواندم... ,  وصیت شهدا ,  امام خامنه ای ,  خاطرات امام خامنه ای ,  حال و هوای جبهه ,  جبهه ,  خاطراتی از جنگ , 
بسم الله الرحمن الرحیم

نماز و فرماندهى (شهید مهدى زین الدین) 

شهید زین الدین به نماز اول وقت بسیار اهمیت مىداد، ایشان در هر وضعیت و در هر منطقه اى كه بود به محض رسیدن وقت نماز، براى اداى فرضیه نماز مهیا مىشد. 
در منطقه سرد شت تردد داشتیم ، در حالى كه جاده ها و محورها از لحاظ امنیتى تضمینى نداشت و از جهت فعالیت گروهك هاى ضد انقلاب بسیار آلوده بود. موقع نماز شد، ایشان در همین اوضاى سریع ماشین را نگه داشت و كنار جاده به نماز ایستاد. 
پس از شهادتش ، یكى از برادران در عالم رؤیا او را دید كه مشغول زیارت خانه ى خداست ، وعده اى هم دنبالش بودند، پرسیده بود: «شما اینجا چه كاره اید؟!» گفته بود: «به خاطر آن نمازهاى اول وقتى كه خوانده ام ، در اینجا فرماندهى اینها را به من واگذار كرده اند ». 

منبع : سایت ستاد اقامه نماز




برچسب ها :
شهید زین الدین ,  شهید ,  نماز ,  داستان نماز ,  خاطرات شهدا ,  خاطره ,  جبهه , 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic