تبلیغات
.::::با ولایت تا شهادت::::. - مطالب تاریخی
منوی اصلی
تبلیغات
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
وصیت شهدا
وصیت شهدا
آمار وبلاگ
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

سلام
من محمدرضا مرتضوی هستم
به وبلاگ با ولایت تا شهادت خوش آمدید
امید وارم لحظات خوشی را در این وبلاگ سپری كنید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

لوگوی دوستان

برنامه های اندرویدی تولیدی

امام زمان (عج)




معما های قرآنی




داستان هایی از نماز




دعا های مشكلگشا




بقیع




آموزش مكعب روبیك




کاربردی
ابر برچسب ها


مختصری از زندگی کوروش.

 


 

کوروش کبیر(یا سیروس Cyrus) (پادشاهی 559 قتل 529 ق‌.م)

 

کوروش بزرگ بنیادگذار شاهنشاهی پهناور ایران و سر سلسله هخامنشیان است.

وی پسر کمبوجیه از خاندان هخامنشی بود و بر آخرین پادشاه ماد، ایش‌تو‌یگو
(ایختوویگو)، خروج کرد و پادشاهی را از قوم ماد به قوم پارس انتقال داد. کوروش
ارمنستان، بابل، سوریه، لیدی (لودیا)، فریگیا (فریجیه) را ضمیمه ایران کرد و از
شمال خاور تا سیحون و از خاور و جنوب تا سند تاخت.

کوروش در بهار سال 539 قبل از میلاد قصد تسخیر بابل کرد و از رود دجله
گذشته، و از رود دجله گذشته، وارد بین‌النهرین گردید. وی برای اینکه از « سد
بخت‌نصر » بگذرد فرمان داد تا مسیر رودهای دجله و دیاله را تغییر دادند و آنگاه از
مجرای دجله از سد گذشت و « نبونید »، پادشاه بابل و سپاه او را درهم شکست. نبونید
ناچار در سال 539 قبل از میلاد مجبور به تسلیم شد و شهر بابل بزرگترین مرکز قدرت آن
زمان به دست ایرانیان افتاد.

کوروش پس از تسخیر بابل با مردم به مهربانی رفتار کرد و اسرای یهودی را
که بخت‌نصر از فلسطین به آن شهر آورده بود آزاد کرد و اجازه داد به فلسطین بازگردند
و فرمانی صادر کرد تا معبد اورشلیم را که بخت‌نصر ویران کرده بود از خزانه پارس
بسازند.

کوروش چند ماه پس از تسخیر بابل پسر خود کمبوجیه را به پادشاهی آنجا
برگماشت و خود متوجه سرکوبی قبایل دها و ماساژت‌ها (ماساگت) که میان دریاچه اورال و
خزر می‌زیستند، گردید و در سال 529 قبل از میلاد به دست آن قوم کشته شد.

سربازان دلیرش جسد او را به پاسارگاد (پارسه گرد) بردند و در آرامگاهی که
امروزه به « مقبره مادر سلیمان » معروف است به خاک سپردند.

کوروش یکی از مردان بزرگ تاریخ است که همه تاریخ‌نویسان از او با احترام
و ستایش یاد کرده‌اند. وی پادشاهی سیاستمدار، شجاع، با فتوت و عزم و اراده، کشوردار
و باگذشت بود. نسبت به عقاید دینی ملل مغلوب احترام می‌گذاشت. وی شهرهای ویران را
دوباره آباد می‌کرد و به مردم بخشش بسیار می‌نمود و به عقل و تدبیر بیشتر از شمشیر
متوسل می‌شد.

اخیلوس (اشیل) ادیب و شاعر معروف یونانی در تراژدی خود به نام « پارسی‌ها
» می‌گوید: « کوروش یک تن فانی سعادتمند بود، به تبعه‌ی خود آرامش بخشید... خدایان
او را دوست می‌داشتند، زیرا دارای عقلی وافر بود... »


 


 

منشور آزادی ملل

کوروش کسی است که اولین منشور آزادی ملل را صادر کرده است.این، اولین
بیانیه حقوق بشر، که پس از پیروزی وی در بابل در سال 550 قبل از میلاد انتشار یافته
است، به محض فتح شهر صادر گردید. این عمل بی‌سابقه و بی‌نظیر شاهنشاه بشردوست
ایرانی، نام او را در تاریخ بشریت به نیکی جاودان کرد.

آرامگاه:


 

مقبره کوروش شاهنشاه هخامنشی در پاسارگاد فارس در مشهد مرغاب واقع
است.

 

ساختمان مقبره عبارتست از اطاق کوچکی که روی یک پایه شش طبقه‌ای قرار
گرفته است. هر طبقه بالاتر کوچکتر از طبقه پایین‌تر است و بدین ترتیب پایه مذکور از
هر طرف پله‌هایی بوجود آورده.

تمام بنا از سنگی ساخته شده که شبیه مرمر است و ارتفاع آن به 11 متر
می‌رسد.

 

سابقاً بنای مزبور در محوطه‌یی بود که دیواری بلند و دری داشت. از
دیوارها فقط آثار مختصری ماند. اطاق مقبره درب کوتاهی داشته مه از آن داخل می‌شدند.
اهل محل آنرا «قبر مادر سلیمان» می‌نامند.

داستان تولد:


 

درباره تولد کوروش کبیر افسانه‌ای کهن وجود دارد که چنین
است:

کوروش کبیر به مذهب و آداب ملل تحت تسلط خویش احترام می‌گذاشت از اینرو
کلیه اقوام او را فرستاده خدا می‌دانستند.

ایختوویگو پادشاه ماد دختری به نام ماندانا داشت. شبی پادشاه در خواب دید
که بر روی شکم دخترش درخت تاکی بزرگ روئیده که سراسر آسیا را فرا گرفته است.
خوابگزاران دربار را احضار کرد و تعبیر این خواب را پرسید. گفتند که ماندانا فرزندی
خواهد زائید که پادشاه بزرگی خواهد شد که او را سرنگون می‌کند و دنیا را زیر فرمان
خود می‌آورد.

 

ایختوویگو از این مسئله هراسناک شد و دختر خود را به کمبوجیه پادشاه «
انشان » در مغرب فارس داد که مقر حکومتش از هگمتانه دور بود.

هنگامیکه دختر آبستن شد ایختوویگو از دخترش خواست که مدتی در هگمتانه
بماند. به محض اینکه طفل (کوروش کبیر) متولد گردید، پدربزرگ سنگدل به یکی از
درباریان خویش امر داد که نوزاد را به جنگلی ببرد و او را در آنجا رها سازد تا طعمه
درندگان گردد

مامور دربار، کوروش را به جنگلبانی سپرد و دستور شاه را به او ابلاغ کرد.
از قضا کودک نوزاد جنگلبان به تازگی مرده بود. لذا پدر و مادر تصمیم گرفتند طفل
مرده را در جنگل بگذارند و کوروش را نزد خود پرورش دهند.

آنچه منجمین پیش‌بینی کرده بودند صورت گرفت. کوروش بزرگ شد و جنگجو و
نیرومند و دلیر گردید و بزودی جانشین پدر خود در انشان شد.

چندی نگذشت که کوروش از پرداخت خراج به دولت ماد خودداری کرد لذا
ایختوویگو ارتش بزرگی برای تنبیه این سرکش فرستاد. کوروش ارتش ماد را شکست داد و
سپس به هگمتانه وارد شده، پدر بزرگ خود را از تخت به زیر آورد به انشان تبعید کرد و
او تا آخر عمر در آنجا به سر برد.

پایان.